زمان ثبت : 22 دی 1386 در ساعت 10:29
نویسنده : فرزاد     موضوع : شعر
عنوان : بر گرده ی اسب مرده

آواز من سنگ است........

خار بوته و علف.

آتشی خاموش.

خون همیشه.

 

سرد و سخت.

آواز من سنگ است.......

پیشانی تقدیر

را

نشانه گرفته ام

آی ...........

اسب من

مرده است.

اسب من مرد.مثل تمام اسب هایی که باید یک روز بمیرند.

غروب یک روز که هوا گرم بود و داشتم می لرزیدم.

دلم را خوش کرده بودم که از سرماست.....

نبود..........

اسب من مرده بود.و نعل هایش برای پای من بزرگ بود

بزرگ.............

مهران-بهمن ۸۵